دلایل شکست کارآفرینان

دلایل شکست کارآفرینان

شما در حال آماده شدن برای ورود به دنیای کارآفرینی می باشید . قبل از شروع به کسب درآمدهای میلیونی ، مروری سریع بر نگرش خود نموده و اطمینان حاصل کنید که ناخواسته اهداف خود را پایمال نمی نمایید . اگر با هریک از توضیحات زیر موافقید ، از هر اقدامی خودداری نمایید زیرا فعالیت اقتصادی خطیرتان می تواند رو به زوال برود.

1-  هدف

خطر : "من فقط به خاطر پول به آن وارد شدم "

هر کسی می خواهد درآمدی پایدار ایجاد نماید و کارآفرینی راهکاری هیجان انگیز برای ایجاد آن می باشد .

برای کسب یک درآمد عالی امیدوار هستید در حالی که لزوم خلق یک محصول مفید و کارآمد را برای مردم نادیده می انگارید . شما خود و بازار هدف را دست کم می گیرید.

کارآفرینی از علاقه شدید به خلق راهکارهایی برای مسائل و مشکلات نشات می گیرد . آن گاه که به مطالعه اندیشه های بزرگ در این زمینه مربوط به فعالیت خود می پردازید ، این حقیقت را نادیده نگیرید که انسان های بزرگ ، تمام انرژی خود را صرف خلق آن محصولات کرده اند .

تمرکز بر روی ارائه یک محصول با کیفیت ، منجر به گشایش دروازه های راستین به سوی موفقیت مالی تان خواهد شد .

2- پشتیبانی

خطر : "اگر می خواهم به سوی هدفم پیش بروم نیاز به پشتیبانی دیگران ندارم ."

جای شگفتی است ، که ریسک جدیدی را با پشتیبانی یک گروه از بازرگانان همفکر خود آغاز نمود . اما وقتی هر کسی برای پیگیری اهداف خود ، به دنبال کار خود می رود چه اتفاقی می افتد ؟ آیا شما اجازه می دهید ایده هایتان جاری و رو به جلو باشند یا رویاهایتان متوقف می شوند ؟

شما نمی توانید بر حمایت دیگران برای پیشبرد ریسک شغلی خود به سوی باروری اتکا نمایید . وابستگی به دیگران شما را تحت تاثیر اقدامات دیگران قرار داده و این شیوه می تواند به واقع منجر به شکست شما شود .

همیشه راهی هست که آنچه را برای پیشرفت نیاز دارید ، خلق نمایید . تصور نکنید تنها مانده اید . به این بیاندیشید که سکان کشتی خود را ، خودتان در دست گرفته اید برای این که یک رهبر واقعا موفق باشید ، باید یاد بگیرید که مشکلات را بدون اتکا حل نمایید .

شما کاپیتان هستید پس راهتان را بیابید.

3- اعتماد

خطر : "بیش از آن که به خود اعتماد کنم ، به عقاید دیگران اطمینان می نمایم ."

شما هدف خود را بر این نهاده اید که کارآفرین شوید و در مرکز توجه خود بر این عقیده اید که می توانید یکی از داستان های موفقیت شوید . ممکن است ایده شما در ذهن دیگران غیر منطقی و غیر واقعی به نظر برسد اما بر مبنای برخی استدلالات ، ایمان دارید که می توانید آن را عملی کنید .

تنها چیزی که بر سر راه شما وجود دارد ، یک دوست شکاک است که از شما می خواهد انتخاب کم خطرتری انجام دهید . احتمالا این شخص قصد ندارد شما متضرر شوید بلکه وی احتمالا مصمم است به شما کمکی نماید و معتقد است موفقیت بی بدیلی برای گروه های دیگر رخ می دهد و نمی خواهد شما را شکست خورده و نا امید ببیند .

شما به حرف چه کسی گوش خواهید سپرد ؟

شما باید به جای اتکا به دیگران بیشتر به خودتان اعتماد داشته باشید به خصوص اگر دوست شما به آن چه که شما بدان امید دارید ، نرسیده است .اگر کسی ایمان نداشته باشد که دستیابی به هدفی ممکن است ، سعی می کند که شما را هم متقاعد کند . اما احتمال هم دارد که هدف شما غیر ممکن باشد .

اندیشه کارآفرینی نیرویی است که جهان را تغییر می دهد .

4- ارزش

خطر : "من پیشنهاد های زیادی ارائه می دهم تا ببینم چه می شود "

شما افرادی مثل اسکات دالانگ را دیده اید که فرصت هایی خلق می کند که فروش میلیونی دارد و شما می خواهید چنین کاری بکنید .تا جایی که می توانید شروع به خرید دامنه های اینترنتی می کنید ، اقدام به گذاشتن پست هایی از مطالب تصادفی بر روی وب سایت خود می نمایید و معتقد هستید که بازدید کنندگان بسیاری جذب خواهید کرد و در طول چند ماه در رتبه بندی سایت کارآفرینی entrepreneur قرار خواهید گرفت.

صبر کن ! به نظر نمی رسد فرمولی که در ورای اغلب داستانهای موفقیت است درک کرده باشی .

اگر می خواهید یک فرد موفق در یک فرصت شغلی شوید ، محصولی خلق کنید که ارزش والایی به مخاطبان شما بیافزاید .

موفقیت می تواند ناشی از خلق یک فرصت تنها و فعالیت بر روی لینک ها ، موضوعات و موانع برای رساندن آن به اوج حوزه فعالیتش باشد . زمانی که فرمولی برای دستیابی به موفقیت را توسعه می دهید ، تلاش کنید آن را با فرصت کاری دیگری انطباق داده و در ارتباط با توسعه فعالیت اقتصادی بیشتر بیاموزید.

با گذر زمان که فرصت شغلی سومی را خلق می کنید ، احتمالا به یک استراتژی فعالیت دست خواهید یافت که می توانید بدان اعتماد کنید . به زبان ساده ، با هزینه کردن در فرصتهای اقتصادی تصادفی نمی توان پاداشی گرفت . می توانید همین مبلغ را صرف امور خیریه نمایید .

5- زمان

خطر : "من یک سال صرف این فعالیت اقتصادی می کنم و اگر نتیجه نداد ، از آن دست می کشم "

چند سال رویای خود را پیگیری نمایید اگر نتایجی را که از آن انتظار داشتید در چارچوب زمانی که امیدوار بودید به بار نیاورد برای خود ضرب الاجل تعیین نکنید .

در عوض در ارتباط با حوزه کاری خود ، یک شیوه زندگی ایجاد کنید . فعالیت اقتصادی خود را با زندگی روزمره خود به گونه ای ترکیب کنید که بخشی از وجود شما بشود . این مسئله تضمین خواهد کرد که هرگز و قطعا فعالیت خود را قطع نخواهید کرد.

اگر رویای شما این است که یک رهبر فعال شوید و نمی توانید مشتریانی پیدا کنید که پول خرج می کنند ، در کلاس های آموزش ابتکار تدریس کنید . اگر رویای شما این است که یک رستوران باز کنید و سرمایه اولیه برای آن نمی یابید ، یک چرخ غذا بخرید و عصرها با آن کار کنید .

فعالیت های اقتصادی شما باید چیزی فراتر از ارائه یک حاشیه سود باشد . آن ها باید شیوه زندگی شما شوند . اگر می خواهید یک فرصت شغلی موفقیت آمیز ایجاد کنید ، طوری با آن ارتباط برقرار کنید که گویی بدون آن خواهید مرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 1 =